میراث معنوی
اصفهان
GMT
Englishفارسی
درباره اصفهان


معرفي
شهر اصفهان
 
- موقعيت جغرافيايي
شهر اصفهان در ۴۲۴ كيلومتري جنوب تهران واقع‌ شده است‌‌. اصفهان در غرب مناطق كوهستاني‌ تا استان چهارمحال ‌ادامه‌ دارد و در شرق تا كوههاي كركس‌ و قهرود. منطقه جلگه‌اي از آبرفت‌ ‌جويبارهاي كوهستاني‌ و رودخانه‌ زاينده رود به‌ وجود آمده است. اصفهان با داشتن آب ‌و هواي معتدل فصلهاي نسبتاً منظمي دارد.
 
شهر اصفهان با طول جغرافيايي ۵۱ درجه و ۳۹ دقيقه و ۴۰ ثانيه شرقي و عرض جغرافيايي ۳۲ درجه و ۳۸ دقيقه و ۳۰ ثانيه شمالي بعد از تهران و مشهد سومين شهر بزرگ ايران است.

اين شهر از معدود مراكز باستان شناسي ارزشمند جهاني و بسياري از آثار باستاني آن در ليست آثار تاريخي به ثبت رسيده است. اگر از تاريخ اين شهر سخن به ميان آيد سرگذشت آن تا اعماق اساطير و افسانه ها ريشه دارد. تاريخ اين شهر از يك سو به سليمان و نوح مي رسد و از سوي ديگر پايگاه نهضت كاوه آهنگر بر عليه ضحاك خونخوار معرفي مي گردد. اهميت اصفهان به اندازه اي است كه در اكثر دائره المعارفهاي بزرگ جهان مدخلي به آن اختصاص يافته و سفرنامه هايي از محاسن و شكوه ظاهري و باطني آن از پژوهندگاني چون تاورنيه، شاردن و... به نگارش درآمده و مظاهر تمدن آن همانند سبك معماري، مكتب فلسفي و منهج فقهي آن چشمگير است.

در دوران عيلاميان شعبه اي از مادها به سوي اصفهان رهسپار شدند و با توجه به اين كه اصفهان تحت تسلط عيلاميان قرار داشت از پيشرفت آنها جلوگيري به عمل آمد. در اين دوران جاده تجارتي كه خليج فارس را به ناحيه اصفهان مربوط مي ساخت به اين شهر اهميت خاصي مي بخشيد.

در عهد اشكانيان اصفهان مركز و پايتخت ايالت‌ پهناوري‌ بود كه‌ تحت فرمان حكمرانان اشكاني‌‌قرار داشت‌‌. در زمان ساسانيان اصفهان محل سكونت‌ و قلمرو (اسپوهران) يا اعضاي هفت ‌خانواده‌ بزرگ‌ ايراني‌ كه‌ مناسب‌ مهم و اصلي سلطنتي را در اختيار داشتند، بود. هم‌ چنين در ‌اين‌ زمان اصفهان يك‌ مركز نظامي‌ و بسيار مستحكم بود. بعد از اسلام، اصفهان همچون ديگر شهرهاي ايران تا اوايل‌ ‌قرن چهارم‌ تحت سلطه‌‌ اعراب بود تنها خليفه منصور آنجا را مورد توجه‌ قرار مي‌‌داد. در ‌زمان ملكشاه سلجوقي‌ اصفهان بار ديگر به‌ پايتختي برگزيده شد و عصر طلايي‌ ديگري را آغاز ‌نمود. در اين‌ هنگام اصفهان يكي از آبادترين‌ و مهمترين‌ شهرهاي جهان به‌ شمار مي‌‌آمد. اين‌ ‌شهر در سال ۶۳۹ ه‌۰ق‌۰ به‌ تصرف مغولها درآمد و آنان مردم‌ را قتل عام كردند.

پس‌ از ‌حملات مغولها و تيمور اصفهان به‌ علت موقعيت جغرافيايي‌ مناسبش دوباره‌ سامان گرفت‌ ‌مخصوصا در زمان صفويان كه‌ به‌ طور قابل‌ ملاحظه ‌‌اي توسعه يافت‌‌. اصفهان در سال ۱۰۰۰ه‌. ‌ق‌. پس‌ از اينكه توسط‌ شاه عباس به‌ عنوان پايتخت انتخاب شد به‌ اوج‌ رونق‌ خود رسيد. ‌انقراض سلسله صفويان توسط‌ محمود افغان و تصرف اصفهان پس‌ از ۶ ماه محاصره دوره‌ ‌انحطاطي را براي اين‌ شهر باعث‌ شد. در زمان افشاريه‌ و زنديه‌ دوباره‌ رونق‌ يافت‌ اما در ‌عصر قاجار به‌ دنبال انتخاب تهران به‌ عنوان پايتخت، اصفهان با ديگر روبه‌ زوال رفت. ‌اصفهان با توجه‌ به‌ شرايط‌ جغرافيايي‌ و تاريخي در زمان پهلوي مورد توجه‌ قرارگرفت‌‌ و كوششهايي‌ جهت تعمير و بازسازي‌ بناهاي تاريخي اش به‌ عمل آمد.

با افزايش سريع جمعيت و حاكميت زندگي ماشيني، شهر اصفهان هم گام با ديگر تحولات سياسي و اجتماعي چنان تغيير كرده است كه به درستي مي توان گفت كه اصفهاني كه حتي در بيست سال پيش توصيف مي شد با اصفهان امروز از بسياري جهات متفاوت است. كتابهايي كه اصفهان را به روايت تصوير نشان مي دهند تحول و تغيير اصفهـــــان را گويا تـــر از هــرنوشته اي به تصوير كشيده اند. صرفنظر از كتاب ارنست هولستر آلماني كتاب (اصفهان موزهء هميشه زنده) اثر رضا نور بختيار ، تهران ۱۹۹۳ ، نخستين كتابي بود كه با خصوصيات ويژه اي تنها با تصاوير منتشر شد و شماري از كساني كه پيش از۵۰ سال در اصفهان و در كنار آثار تاريخي آن با توجه و عنايت خاص به آن آثار زندگي كرده بودند اعتراف كردند كه كتاب مذكور مشاهده كنندگانش را به ژرفاي بيشتري در درك زيبايي و ظرافت اين شاهكارهاي بديع معماري و هنر مي كشاند. امروزه‌ اصفهان يكي ‌از مهمترين‌ مراكز سياحتي ايران و جهان به‌ شمار مي‌ رود.

- اديان
در اصفهان
 اصفهان همواره محل زندگي مليتهاي گوناگون و مذاهب و دينهاي مختلف به شمار مي‌آمده و در مهاجرت‌هاي معتقدان دينهاي گوناگون نيز جزو شهرهاي بزرگ مهاجرپذير بوده است. بيش از دو هزار و پانصد سال قبل كوروش شاهنشاه هخامنشي با اتخاذ روش و سياست مدارا در برابر ملتهاي مختلف و باورهاي گوناگون آنها، يهوديان را كه به دست بخت‌النصر (نبوكد نصر) اسير شده و در بين‌النهرين به اجبار اسكان داده شده بودند رهايي داد كه بخشي از آنان به سرزمين خود بازگشته و عده‌اي وارد ايران شده و بيشتر آنها در اصفهان اقامت گزيدند. بعدها با ورود اسلام به ايران و قبول آن دين از سوي ايرانيان، در اصفهان نيز معتقدين به اسلام، مسيحيت، يهوديت و پيروان دين زرتشت، در كنار هم مي‌زيستند. در قرنهاي بعد، با پديدآمدن فرقه‌هاي مذهبي مختلف در اسلام، اصفهان باز هم محل زندگي فرقه‌هاي مذهبي مختلف و متعدد اسلامي بود. در گوشه‌اي از آن شافعيان، در گوشه‌اي ديگر حنفيان، در يك قسمت شيعيان و در بخشهايي نيز پيروان مسيح و موسي و زرتشت زندگي مي‌كردند. در عهد صفويان نيز هنگامي كه شاه عباس اول، ارمنيان مسيحي را از جلفاي ارمنستان به محلي در نزديكي اصفهان كوچ داد، قوم جديدي با دين و فرقه‌هاي مذهبي ويژة خود در كنار اقوام و اديان قبلي جاي گرفتند. زيرا اين مهاجران تازه نيز پيرو فرقه‌هاي مختلفي از دين مسيح بودند. بدين ترتيب اصفهان همواره زيستگاه دهها عقيدة مذهبي و ديني بوده است. اما در اينجا تنها دينهاي بزرگي كه در اين شهر بوده و هنوز باقي هستند، برشمرده مي‌شوند.
.
- دين اسلام 
پس از ورود دين اسلام به ايران، اصفهان نيز مانند ديگر شهرهاى ايران تا اوايل قرن چهارم تحت سلطهٔ اعراب بود و در زمان منصور خليفهٔ عباسى ، مورد توجه قرار گرفت و به حاكم اين شهر دستور داده شد كه در عمران و آبادانى آن بكوشد. به همين منظور در دهكدهٔ خشينان (احمدآباد فعلي) قصرى عالى بنا گرديد و بارويى به دور شهر كشيده شد و خشينان به يهوديه متصل گشت.

در دوره هاي مختلف مراكز مهم و زيبايي به نام حوزه، مدرسه و مسجد جهت نشر افكار و عقايد و آيين اسلام بنا شد. اولين مسجد در اصفهان در زمان خلافت حضرت امير(ع) در محلّة گلبار در كنار مرقد شيعا و مقبرة امام‌زاده اسماعيل ساخته شد. استادان و دانشمندان مبرز ايراني و اصفهاني به تدريس و تأليف و ترجمه پرداختند و حاصل زحمات خود را به نام آثار اسلامي در جهان منتشر ساختند. تاجايي كه در دورة صفويه بنا به نوشته شاردن، سيّاح فرانسوي تعداد مدارس مذهبي در اصفهان ۵۷ باب ذكر شده وكتاب تاريخچه وقف، تعداد مساجد را ۱۸۰ باب آورده است.

همه اين مدارس و مساجد و حوزه هاي علميه كتابخانه داشته و مدرسين دانشمند و بزرگي در آنجا تدريس مي‌نمودند و به وعظ و خطابه مي‌پرداختند. بيشتر آنها داراي موقوفاتي بودند كه مخارج آنها را تأمين مي‌كرده است. بعضي از آنها داراي اطاقهاي متعدّدي بوده كه طلاب علوم ديني در آنجا به صورت شبانه‌روزي زندگي مي‌كردند.

مهمترين دوره و اوج شكوفايي مذهبي اين شهر مربوط به دوره صفويه بوده است كه با هجرت دانشمندان شيعه از لبنان و ديگر مناطق، اين شهر مركزيت علمي در همه زمينه ها پيدا نموده و مي توان اين دوره را يكي از دوره هاي طلايي و تمدن پيشرفته شيعه تلقي نمود. در اين دوره محقق كركي عاملي به عنوان بزرگ فقيه و دانشمند شيعه در دربار، به عنوان مشاور اعظم و پس از او شيخ بهايي و سپس علامه مجلسي نقش والايي را در شكل گيري اين تمدن شيعي ايفا نمودند. در اين دوره تمدن شيعه شيخ بهايي با برخورداري از تخصص در بيشتر علوم زمان خود و مهندسي فوق العاده، مديريت علمي اين تمدن با شكوه را بر عهده گرفته و اصفهان در زمينه كشاورزي و صنعت و معماري و هنر و مركزيت پيدا كردن سرآمد شهرهاي اسلامي شد.

حوزهاي علميه در اين شهر نقش والاي خود را ايفا نمودند و مدرسه هاي بزرگي در اين شهر با معماري زيباي اسلامي شكل گرفت مانند مدرسه چهار باغ، مدرسه صدر، مدرسه نيم آور، مدرسه صدر خواجو، مدرسه ملاعبد الله، مدرسه جده بزرگ و مدرسه جده كوچك و... در دوره صفويه در اين شهر جريانهاي علمي بزرگي در زمينه دانش فقه و حديث و تفسير و فلسفه در اين شهر شكل گرفت كه آثار و تاليفات اين دوره مهمترين كتب علمي امروزه در حوزه هاي علميه به حساب مي آيد. دايرة المعارف بزرگ بحارالانوار مهمترين كتاب شيعه محصول اين دوره و تأليف علامه مجلسي مي باشد.

پس از انتقال مركزيت علمي حوزهاي ديني از اين شهر به كربلا و نجف، حوزه هاي علمي اين شهر پويايي خود را حفظ نموده و خاندانهاي علمي بزرگي در اين شهر شكل گرفت كه اين حيات علمي تا به امروز در اصفهان ادامه پيدا كرده و امروزه هم حوزه علميه اصفهان پس از قم در كنار حوزه مشهد يكي از بزرگترين مراكز علمي جهان تشيع به حساب مي آيد.

- دين
يهود
پس از فتح بابل، در سال ۵۳۸ قبل از ميلاد و پايان اسارت قوم يهود، عده‌اي به وطن بازگشتند و برخي در بابل ماندند و به شغل تجارت پرداختند. بين سالهاي ۵۳۵ تا ۵۲۴ قبل از ميلاد مهاجرتهاي بزرگي از جنوب بابل به شوش و اهواز و پاسارگاد و اكباتان صورت گرفت و چون پادشاه ايران پيوسته از قوم يهود طرفداري مي‌كرد اين قوم بيشتر در نزديكي‌هاي مقرّ حكومت شاهان ايران مانند استان فارس، استان همدان و حوالي تخت جمشيد كه در دوران هخامنشيان پايتخت ايران بوده زندگي مي‌نمودند، و به احتمال قوي يهوديان اصفهان نيز از همين مناطق به اصفهان آمده‌اند.

ابن حوقل مي‌نويسد «اصفهان اصلي در همين محلّي كه به نام يهوديه شهرت دارد، قرار گرفته بود و يهوديان به هنگام خروج از سرزمين خود مقداري از آب و خاك شهر خود را همراه داشتند تا محلي را كه از نظر آب و هوا و خاك شباهتي به سرزمين خود داشته باشد جهت سكونت انتخاب نمايند و در محل يهودية اصفهان فرود آمدند و محلي را به نام اشگهان برگزيدند. اشگهان واژة عبري است و به معناي «در اينجامي‌نشينيم».

شايد‌«اشكاوند» كه در مشرق اصفهان واقع است تغييريافتة همين واژه باشد. منطقه‌اي كه يهوديان در آن مستقر شدند به «يهوديه» يا «داراليهود» معرف گرديد. از قرن پنجم هجري به نام «جويباره» يا «جوباره» تغيير نام يافت. از قديمترين مدارك باستانشناسي كه دالِّ بر قدمت ورود يهوديان به منطقه اصفهان است، زيارتگاه «استرخاتون» در۲۵ كيلومتري جنوب غربي اصفهان، واقع در آبادي پير بكران مي‌باشد. يهوديان اين قبرستان و زيارتگاه را زيارتگاه «سارابت آشر»مي‌گويند.

- كنيسه‌هاي كليميان اصفهان
امروزه اصفهان داراي ۲۱ كنيسه و زيارتگاه مي‌باشد كه در نقاط مختلف شهر پراكنده است. زيرا از ابتداي دوران پهلوي يهوديان آزادي بيشتري پيدا كردند و در همه مناطق اصفهان مي‌توانستند سكونت اختيار كرده و شغل داشته باشند. از ميان ۲۱ كنيسة يهوديان، ۱۶ كنيسه آن در جويباره، ۲ كنيسه در محلّة دردشت، يك كنيسه در كوچه گلبهار، يك كنيسه در دبيرستان اتّحاد و يك كنيسه هم در چهارراه فلسطين قرار دارد. يهوديان غير از قبرستان معروف استراخاتون در پيربكران قبرستان ديگري نيز در ۵ كيلومتري مشرق اصفهان دارند كه در دهكده‌اي به نام «گركون» از محلاّت قهّاب واقع شده و قبرستان نيز به همين نام است.
 
- سوغات اصفهان

  گز اصفهان
 
 
يكي از معروفترين سوغات اصفهان گز مي‌باشد مواد اوليه اين شيريني مطبوع و مشهور كه گزانگبين باشد، در اطراف اين شهر به عمل مي‌آيد. 
گز انگبين ريشة گياهي به نام بته يا درخت گز است. ارتفاع اين درخت كوهستاني حداكثر به دو متر مي‌رسد و بيشتر در مناطق خوش آب و هواي بختياري و خوانسار در دامنه كوهها به عمل مي‌آيد.
در اواخر تابستان محصول اين درخت آماده برداشت مي‌شود و دانه‌هاي برّاق و زرد رنگي مثل دانة ارزن از ساقه‌هاي اين درخت بيرون مي‌زند. در اين هنگام صاحبان درختان گز بايد

محصول را، قبل از اينكه ريزش بارانهاي پاييزي شروع شود، برداشت كنند.
 
جهت برداشت محصول، پوست دباغي شدة گوسفند را كه تميز و سفيد مي‌باشد و به آن دباله مي‌گويند زير درختچه پهن مي‌كنند سپس با چوب سر كجي كه به همين منظور تهيه شده و آن را دگنك مي‌نامند، به تنة درخت ضربه مي‌زنند تا دانه‌هاي ارزن مانند، از بدنة درخت جدا شده و داخل دباله بريزد. اين گزها ناخالص و با برگ و مواد ديگر مخلوط است كه براي تميزكردن آن از غربال آهني كه به همين منظور ساخته شده استفاده مي‌شود و آن مواد ناخالص را غربال مي‌كنند تا دانه‌هاي گز از سوراخهاي غربال عبور كرده و مواد اضافي در غربال باقي بماند. در طول سال بالغ بر ده مرتبه اين كار تكرار مي‌شود كه هر چه بيشتر تكرار شود، نوع محصول بعدي نامرغوب مي‌گردد و محصول بار اول به صورت گل و از همه مرغوب‌تر است. مواد اضافي كه در غربال باقي مي‌ماند هم، مصارف مختلف دارد. از جملة آن مواد، گز علفي است كه در پزشكي استفاده مي‌شود. اما دانه‌هاي گز اصلي كه در كيسه‌ها جمع‌آوري مي‌شود بسيار گرانبها و مادة اصلي به شمار مي‌آيد. چنانچه قبل از برداشت محصول بارندگي بشود، از مرغوبيت گز خواهد كاست و اگر تعداد بارش بارانها زياد باشد در آن سال، محصول قابل استفاده نمي‌باشد. 
براي تهية گز مرغوب نيمي از مواد مصرفي، دانه‌هاي گز گياهي و نيمي ديگر شكر و مغز پسته و يا بادام و مواد ديگر استفاده مي‌شود. گاهي هم بنا به سفارش متنفذين ماده‌اي به نام شير خشت به گز اضافه مي‌:ردند و حتي به جاي آب خالص در آن آب هندوانه مي‌رخيتند. اين نوع گز سفارشي و مخصوص بوده كه براي پادشاهان و رؤساي ممالك ديگر به عنوان سوغات فرستاده مي‌شده و در بازار يافت نمي‌شد. اما گز بسيار مرغوب به علت كمبود و گراني مادة اوليه، كمتر تهيه مي شود. اين روزها گزفروشيها براي پايين نگه داشتن قيمت، از ماده ديگري به نام بادكا كه از سيب زميني تهيه مي‌شود، به جاي گز گياهي استفاده مي‌كنند. اما اين گز به هيچ وجه طعم و لطافت گز اصلي را ندارد. نوع ديگر گز كه در جعبه‌هاي كوچك فلزي به فروش مي‌رسد، گز انگشت پيچ است كه در آن از مغز پسته و بادام استفاده نمي‌كنند تا سالخوردگان به راحتي آن را تناول نمايند.

- وجه
تسميه
شهر اصفهان ، مركز شهرستان استان اصفهان ، با پهنه‌اي حدود دويست و پنجاه كيلومترمربع ، در دل فلات ايران قرار دارد .
شهر اصفهان از روزگاران كهن تا كنون به نامهاي : آپادانا، آصف‌هان، اسباهان، اسبهان، اسپاتنا، اسپادنا، اسپاهان، آسپدان، اسپدانه، اسپهان، اسپينر، اسفاهان، اسفهان، اصباهان، اصبهان ، اصپدانه ، اصفاهان ، اصفهان ، اصفهانك ، انزان ، بسفاهان ، پارتاك ، پارك ، پاري ، پاريتاكن ، پرتيكان ، جي ، داراليهودي ، رشورجي ، سپاهان ، سپانه ، شهرستان ، صفاهان ، صفاهون ، گابا ، گابيان ، گابيه ، گبي ، گي ، نصف جهان و يهوديه سرشناس بوده است.
بيشتر نويسندگان بر اين باورند كه چون اين ناحيه پيش از اسلام ، به ويژه در دوران ساسانيان ، مركز گردآمدن سپاه بود و سپاهيان مناطق جنوبي ايران ، مانند : كرمان ، فارس ، خوزستان ، سيستان و ... در اين ناحيه گرد آمده و به سوي محل نبرد حركت مي‌كردند ، آنجا را « اسپهان » گفته ، سپس عربي شده و به صورت « اصفهان » درآمده است اين شهر داراي واژگان كهنتري است كه با نام كنوني آن ، هيچ گونه پيوندي ندارد ، مانند :انزان ، گابيان ، گابيه ، جي ، گبي ، گي ، گابا .
ياقوت حموي، مي‌نويسد:
« اصفهان يا اسپهان از كليه اسباه است كه به معني سپاه و سگ مي‌باشد . »
استاد پورداود، مي‌گويد:
« ارزش اين وجه اشتقاق فقط در اين است كه مي‌رساند در لهجه قديم اصفهاني ، اسباه به معني سگ نيز بوده است »
پورداود يادآور شده است كه بطلميوس، جغرافيانگار سده دوم ميلادي ، نام اين شهر را « اسپدان » نگاشته، سپس مي‌گويد واژه اصفهان روي اسپاهان قرار گرفته كه خود شامل سپاه به معني ارتش و هان اسم مكان ، يعني جاي سپاه است.
نويسنده كتاب حدودالعالم از اين شهر به نام « سپاهان » ياد كرده ، مي‌گويد:
« سپاهان شهري عظيم است و آن دو شهر است : يكي را جهودان خوانند و يكي را شهرستان و در هر دو منبر نهاده‌اند ...»
محمد حسين بن خلف تبريزي ، درباره نام اصفهان ، نوشته است:
« اصباهان ، معرب اسپاهان است و آن شهري است مشهور در عراق و نام اصلي او اين است و نام مقامي است از جمله دوازده مقام موسيقي و آن را اصفهانك نيز خوانند .»
در كتيبه‌هاي پارسي هخامنشي، انزان شامل ناحيه اصفهان بوده و پيش از كورش ، مركز قدرت هخامنشيان در اين ناحيه بوده و پس از كورش انزان به گابيان تبديل يافته و استرابن هم آن را به همين نام خوانده است و گابيان رفته رفته به جي تغيير يافت.
هرتسفلد نگاشته است:
اصفهان نام بلوكي از ولايت پريت كان و نام شهر « گبي » بوده است. گبي بعدها « گي » و سپس عربي شد و به « جي » تبديل يافت.
در سده ۲ ميلادي ، نام گبي و اسپدانا در نقشه بطلميوس ديده مي‌شود . وي « اسپدانا »ي پارسي زمان هخامنشي را از كتاب ارتستنس ، مدير كتابخانه اسكندر مقدوني برداشته بود. در يك نقشه جهان نما كه ۱۰۰ سال پيش از بطلميوس ترسيم شده است ، اين نام به صورت ساساني « سپانه » يعني سپاهان نگاشته شده و معني آن ، جاي لشكريان است.
اسكندر مقدوني هنگام دنبال كردن داريوش هخامنشي به پارتاك يا پارك ياگي آمد و آن را گشود و اكسازر را كه والي شوش بود به حكومت پارتاك گمارد . تاريخ نگاران پيشين ، پارتاك را پاريتاكن ناميده‌اند كه به پارسي آن روزي پرتيكان مي‌گفتند و امروز فريدن مي‌خوانند . پرتيكان به تمامي ناحيه اصفهان اطلاق مي‌شده است .
مفضل سعدبن حسين مافروخي اصفهاني ، نويسنده كتاب محاسن اصفهان درباره نام اصفهان ، مي‌نويسد:
« ... و همچنين گفته‌اند كه اصل لفظ نام اصفهان ، اسفاهان بود ، چرا كه در ايام فرس ، گودرز بن گشواد بر آن مستولي و مالك بود و هر وقت كه پاي اقتدار در ركاب استظهار آوردي هشتاد پسر صلبي او با او سوار گشتند ، همه سواران جنگي فرزانه و جملگي دلاوران فرهنگي مردانه زيارت بر احفاد و اشياع و عباد و اتباع چون سوار مي‌شدند مردم مي‌گفتند اسفاهان ، يعني لشكر ، تداول كلام ، عوام اصفهان را بدان نام نهاد . »
مافروخي بار ديگر سخن از سپاه و سپاهيگيري به ميان آورده ، مي‌گويد : « ... در روايت است كه اردشير بابكان گفت هرگز هيچ ملكي بر غلبه و استيلا هيج ملك قدرت نداشت تا اصفهانيان مدد بنمودند و پرويز گفت كار ملك بر ما قرار نگرفت الا به معاونت مدد اهل اصفهان و انوشيروان لشكر و سپاه اصفهان را بر تماميت لشكرهاي جهان تفصيل داد و از ميان ايشان اهل فريدن را اختيار كرد .»
ابن اثير در كتاب اللباب مي‌نويسد:
« اصفهان به كسر اول يا فتح آن شهر بلاد جبال است و آن را از آن جهت اصفهان گفته‌اند كه معرف سپاهان است و سپاه به معني لشكر و هان علامت جمع است و اينجا محل تجمع سپاه اكاسره بوده است .»
حمزه اصفهاني بر اين باور بود كه واژه اصفهان يا اسپاهان از سپاه گرفته شده كه در فارسي به معني قشون و سگ است . لاكهارت نيز بر اين باور بود كه از روزگار پارتها ، واژه اسپاهان به اين ناحيه اطلاق شده است.
گفتار بالا مي‌رساند كه اين نام با سپاه و سپاهيگري بستگي داشته است و شايد چنين نقشي را « جي » به عهده داشته است نه « يهوديه » كه گسترش آن، اصفهان كنوني را به وجود آورده است. واژه سپاه در پارسي باستان به معني اسب نيز آمده است ، زيرا اسب جزو كار سپاه بوده است چنانكه ياقوت حموي ، مي‌گويد سپاه برابر اسب است و همين اصفهان را جايگاه سپاهيان دانسته است. در نزد آرياييها با ارزش و محترم بوده است و بسياري از بزرگران و نام‌آوران ايراني به نام اسب نامگذاري مي‌شده‌اند، مانند: گشتاسب ، لهراسب و جاماسب، كه همه اين نامها واژه اسب دارند.
اصفهان در زمان خلافت عمر به دست عربها افتاد و تا دو سه سده حاكماني از سوي خلفا در آن فرمانروايي مي‌كردند . در دوران آل بويه و سلجوقيان پايتخت بود . پس از سلجوقيان تا دوران صفويه نيز پايتخت ايران بود ، ولي در اواخر دوران صفوي دستخوش كشتار ، چپاول و خرابي شد.
اصفهان در حمله مغول و تيمورلنگ خسارتهاي زيادي ديد . تيمور لنگ از هفتاد هزار سربريده مردم اين شهر ، مناره‌اي برپا كرد و به گفته نويسنده كتاب حبيب السير، در اصفهان جز زنده رود، كسي زنده نماند. از دوران افشاريه و زنديه در اصفهان آثار مهمي نمانده است، ولي در زمان قاجاريه به كوشش مردان خير چند بناي قابل توجه ايجاد شد.

- جمعيت شهر اصفهان
 

دوره

سال شمسي

تعداد جمعيت به نفر

مأخذ

ابتداي حكومت مغول

۶۰۲

۰۰۰/۱۰۰

معجم البلدان ياقوت حموي

صفويه (شاه عباس)

۹۸۸

۰۰۰/۶۰۰

سفرنامه شاردن

فتحعلي شاه قاجار

۱۱۹۵

۰۰۰/۲۵۰

الاصفهان، محمد مهدي ارباب

ناصرالدين شاه قاجار

۱۲۵۰

۰۰۰/۵۰

الاصفهان، محمد مهدي ارباب

مظفر الدين شاه قاجار

۱۲۵۶

۸۶۰/۶۴

الاصفهان، مير سيد علي جناب

دوره حكومت پهلوي

۱۲۸۰

۰۰۰/۷۰

سفرنامه هانري رنه آلماني

۱۳۰۲

۸۵۰/۸۹

الاصفهان، مير سيد علي جناب

۱۳۱۹

۵۹۸/۲۴۰

اداره كل آمار ايران

۱۳۲۲

۰۰۰/۲۵۰

تاريخ اصفهان شيخ جابر انصاري

۱۳۳۵

۸۷۶/۲۵۴

مركز آمار ايران

۱۳۴۵

۰۴۵/۴۲۴

دوره حكومت جمهوري اسلامي

۱۳۵۵

۵۱۰/۶۷۱

۱۳۶۵

۷۵۳/۹۸۶

۱۳۶۸

۸۵۰/۱۱۹/۱

۱۳۷۰

۴۹۴/۱۶۵/۱

۱۳۷۵

۶۵۹/۳۱۰/۱

۱۳۸۵

۸۳۸/۶۲۴/۱

طبق سرشماري نفوس و مسكن سال ۱۳۸۵

 

۱۳۹۰

۹۶۷/۷۹۶/۱

 


- غذاهاي
سنتي اصفهان
مشهورترين غذاي سنتي اصفهان بريان است. غذاهاي ديگري چون: اشكنه ،كاله جوش، اماج، كاچي ، گوشت و لوبيا، گوشت و عدس، قيمه ريزه، سرگنجشكي، پلوماش ، ماشازردك، تاس كباب، يخمه ترش ، يخمه لوبيا، كوفته باقالي ، كباب مُشتي، ماشا قمري ، حليم بادمجان ، خورش ماست ، نخوداب غوره ، شوربا ، آش آلوچه و شله بريان زيره ... از ديگر غذاهاي سنتي استان اصفهان به شمار مي آيند.
 
- مراكز صنعتي و اقتصادي
اصفهان به دليل قرار گرفتن در مسير جاده ابريشم از دير باز محور استراتژيك براي حمل و نقل و مبادلات كالا به شمار مي‌رفته و امروز  نيز ميراث دار تجارب صنعت و تجارت گذشتگان است و كالاهاي بسياري از اين استان به ساير نقاط ايران و جهان صادر مي‌شود. بر اين اساس اصفهان از ديرباز به عنوان قطب صنعتي كشور و يكي از نقاط تعيين كننده و تأثير گذار اقتصادي مطرح بوده است .
 اقتصاد سنتي استان مبتني بر صنايع دستي چون قالي بافي، ابريشم بافي، قلمزني، منبت كاري، زري بافي، خاتم كاري، مليله دوزي، مينياتور، سفالگري، ميناكاري، فلزكاري، فيروزه كوبي، نقره سازي، كاشي سازي، قلمكاري و پولك دوزي از صنايع زيباي اصفهان است كه امروزه رونق خوبي نيز در بخش جهانگردي دارد. صنايع بزرگي چون ذوب آهن، مجتمع فولاد مباركه، پالايشگاه، پلي اكريل و همچنين كارخانه جات متعدد سراميك و كاشي سازي و معادن سنگ و سنگبري از علل صنعتي شدن و اقتصاد قوي استان محسوب مي‌شود. از صنايع ديگر استان كه مي‌توان فهرست وار به برخي اشاره نمود: ظروف چيني، سراميك، توليد لوازم خانگي، كارخانه توليد سيمان، ورق موجدار، صنايع خودرو سازي، صنايع نظامي، صنايع هواپيماسازي، ساخت لوازم و تاسيسات گازي، صنايع مواد غذايي، فرآورده‌هاي لبني، ريسندگي، نساجي و … مي باشند.
 
- پايگاه هاي علمي اصفهان
اصفهان به عنوان يكي از شهرهاي علمي ايران نقش مهمي در توليد و آموزش علم در ايران دارد. حوزه علميه اصفهان ، دانشگاه هنر اصفهان، دانشگاه اصفهان، دانشگاه صنعتي اصفهان، دانشگاه علوم پزشكي اصفهان، دانشگاه شيخ بهايي، دانشگاه آزاد اسلامي واحد نجف آباد (بهره مند از بزرگترين كتابخانه دانشگاهي خاور ميانه)، دانشگاه صنعتي مالك اشتر ، دانشگاه فارابي و دانشگاه پيام نور مركز اصفهان،دانشگاه آزاد اسلامي واحد خميني شهر و دانشگاه آزاد اسلامي واحد خوراسگان و مراكز جامع علمي وكاربردي از مراكز مهم علمي دانشگاه‌هاي مهم اصفهان مي‌باشند.
 

- آثار
تاريخي اصفهان
ميدان امام

موقعيت: ميدان امام حسين(ع) خيابان سپاه

سال تأسيس: ۱۱ هجري قمري (دوره شاه عباس اول)

قسمتهاي ديدني ميدان عبارت است از:

مسجد امام

مسجد شيخ لطف الله

عمارت عالي قاپو

سر در بازار قيصريه

دو دروازه سنگي چوگان در شمال و جنوب ميدان


اين
ميدان ساخته شده در عصر صفوي گسترده به طول ۵۲۵ متر و عرض ۱۵۹ متر طراحي گرديده است، اين در حالي است كه در همان دوره ميدان دوژ پاريس با طراحي مربعي شكل كه هر ضلعش تنها ۱۴۰مترمربع بيش نداشت به فرمان هانري چهارم درسال ۱۶۱۲ ميلادي بنا گرديد. ميدان امام از ميدان سرخ مسكو نيز كه يكي از گسترده ترين و نامي ترين ميدان هاي جهان بود، گسترده تر است . ميدان بزرگ شهر بروكسل بلژيك نيز با اندازه اي ۶۸*۱۱۰ متر از ديدگاه گستردگي كمتر از يك دهم ميدان نقش جهان پهنه دارد. در قياس با ميدان كنكورد پاريس نيز ميدان نقش جهان از ديدگاه تاريخي برتري دارد و پس از ميدان تيان آنكمن در پكن دومين ميدان بزرگ جهان به شمار مي رود.

اين ميدان با اندازه ها و هماهنگي كه در ساخت و ساز آن شكل گرفته است در طي سده ها شگفتي اروپاييان را بر انگيخته است، ميداني كه درست در اندازه و هم خواني ميداني براي بازي چوگان است و گستره اي برابر با ۸۳۵۰۰ متر مربع را فرا مي گيرد.

براساس سفرنامه هاي موجود، ميدان جايگاهي مناسب براي اجراي مراسم و آيين هاي بي شماري بوده است كه گاه دولتي و گاه مردمي به شمار مي رفته است: بازي چوگان، آتش بازي، رژه نظامي و جشن هاي ميهني از آن جمله اند. ميدان نقش جهان از سوي سازمان يونسكو به عنوان ميراث فرهنگي بشري به ثبت رسيده است .

ميدان امام به جاي ميدان كوچكي كه از دوران تيموريان باقي مانده بود احداث گرديد. به هنگامي كه دو مسجد امام و شيخ لطف الله و سردر بازار قيصريه ساخته شد اين ۳ بنا با طاقهاي متحدالشكل به هم مربوط شدند و با پايان يافتن ميدان و خاتمه تزئينات، كف آن شن ريزي و مسطح شد. از اين زمان بود كه ميدان براي انجام مسابقات و بازي هاي معمول آن عصر مانند چوگان و قاپوق اندازي مورد استفاده قرار مي گرفت. دو ستون سنگي كه در جلو مسجد امام واقع شده و قرينه آنها نيز روبروي بازار قيصريه هستند بيانگر انجام بازي چوگان و ساير ورزش ها در ميدان مي باشند.

چهار طرف ميدان، چهار بازار قرار گرفته كه به وسيله مغازه هاي داخل ميدان به ميدان مربوط مي شوند. اين بازارها در روزگار صفويه هر يك به شغلي اختصاص داشت.

مقدمات احداث موزه بزرگ اسلامي در طبقه فوقاني ميدان انجام شده و به زودي ميدان بزرگ و با عظمت امام محلي براي نمايش و ارائه آثار اسلامي خواهد بود.

آنچه درباره ميدان امام مي توان گفت اينكه اين اثر نفيس و با شكوه كه در دنيا از شهرتي چشمگير و بي نظير برخوردار است با مجموعه عناصر و عملكردهائي كه در نقش هاي سياسي، مذهبي، اقتصادي، توريستي، و تفريحي داشته پيوسته در آسمان هنر و زيبائي ايران و جهان مي درخشد. به طوري كه با جرأت مي توان ادعا كرد كه اين ميدان همراه با فضاهاي تكميلي و عناصر مربوط به آن يعني عمارت عالي قاپو، مسجد شيخ لطف الله، مسجد امام، توحيد خانه، سردر قيصريه و راسته بازارها به تنهائي با تمام زيبائي ها و جاذبه هاي جهانگردي ايران برابري مي كند.

آنچه درباره ميدان امام مي توان گفت اينكه اين اثر نفيس و با شكوه كه در دنيا از شهرتي چشمگير و بي نظير برخوردار است با مجموعه عناصر و عملكردهائي كه در نقش هاي سياسي، مذهبي، اقتصادي، توريستي، و تفريحي داشته پيوسته در آسمان هنر و زيبائي ايران و جهان مي درخشد. به طوري كه با جرأت مي توان ادعا كرد كه اين ميدان همراه با فضاهاي تكميلي و عناصر مربوط به آن يعني عمارت عالي قاپو، مسجد شيخ لطف الله، مسجد امام، توحيد خانه، سردر قيصريه و راسته بازارها به تنهائي با تمام زيبائي ها و جاذبه هاي جهانگردي ايران برابري مي كند.

 
- مسجد شيخ لطف الله

معروف به: مسجد صدر، مسجد فتح الله

موقعيت: ضلع شرقي ميدان امام

سال تأسيس: ۱۱ هجري قمري (دوره شاه عباس اول)

معمار: استاد محمد رضا اصفهاني

خطاط: علي رضا عباسي

از ويژگي هاي خاص اين مسجد نداشتن صحن و مناره كه در تمامي مساجد اسلامي جزء لاينفك بنا است، چرخش ۴۵ درجه اي كه از محور شمال به جنوب نسبت به محور قبله دارد، گنبد كم ارتفاع مسجد، محراب بي بديل مسجد وكتيبه هاي نفيس و طره هاي سر در كه درون گلدان مرمرين جاي گرفته اند، است .

 در ضلع شرقي ميدان نقش جهان و روبروي كاخ عالي قاپو، مسجدي واقع شده كه در دوران صفويه آن را مسجد صدر و فتح الله نيز مي ناميدند. طرح اين مسجد در زماني كه نقشه چهارباغ و باغ هزارجريب به مرحله اجراء درآمد ريخته شد و در دوراني كه معماري صفويه به شكوفايي رسيده بود مورد بهره برداري قرار گرفت. آنچه مسجد شيخ لطف الله را در عداد نمونه هاي بارز هنر ايراني- اسلامي قرار مي دهد اندازه كوچك و هماهنگي آن با بناهاي اطراف ميدان است.

سردر زيبا و پركار مسجد در سال ۱۰۱۲ به پايان رسيد اما بقيه مسجد و تزئينات كاشيكاري آن تا سال ۱۰۲۸ هجري بطول انجاميد.

كتيبه سردر كه به خط ثلث بسيار زيبا با كاشي سفيد معرق بر زمينه لاجوردي نوشته شده سال ۱۰۱۲ و امضاء عليرضا عباسي خوشنويس برجسته عصر صفوي را نشان مي دهد.

مسجد را شاه عباس اول به احترام و افتخار شيخ لطف الله جبل عاملي روحاني شيعه آن روزگار كه از لبنان به ايران آمده بود ساخته است. تا به عبادت اهل حرم و خود وي اختصاص داشته باشد. مدرسه اي نيز در كنار مسجد براي تدريس اين دانشمند برجسته ساخته شد كه امروز اثري از آن نيست.

شايد به همين دليل است كه جهانگردان اروپائي عصر صفوي كه هر بنائي را با كنجكاوي و موشكافي بازديد كرده اند كمتر از اين مسجد مطلب نوشته اند و فقط پيتر و دولاواله به توصيف آن پرداخته است. اوژن فلا ندن فرانسوي نيز در زمان قاجار درباره آن مطلب نوشته است.(يكي از سياحان خارجي معتقد است به دليل اختصاصي بودن مسجد كسي را به داخل راه نمي داده‌اند).

از ويژگيهاي مسجد چرخش ۴۵ درجه اي است كه از محور شمال به جنوب نسبت به محور قبله دارد. اين گردش كه در اصلاح معماران سنتي ايران «پاشنه» ناميده مي شود چنان ماهرانه صورت گرفته كه به هيچ روي توجه بيننده را جلب نمي كند.

اين چرخش باعث شده تا بازديد كننده پس از گذشتن از مدخل تاريك و بعد از عبور از راهرو طويل متصل به آن به فضاي اصلي و محوطه زير گنبد وارد شود.

گنبد كم ارتفاع مسجد حاوي خطوط اسليمي است كه به طرز باشكوهي بر زمينه خاكي رنگ گنبد گسترده شد، هماهنگي بي نظيري را در نقش و طرح و رنگ به نمايش مي گذارد.

محراب بي بديل مسجد شيخ لطف الله كه تاريخ ۱۰۲۸ و امضاء محمد رضا بن استاد حسين بنا اصفهاني را بر خود دارد از شاهكارهاي معماري و هنر اسلامي ايراني است كه هر بيننده را به اعجاب و تحسين وامي دارد.
 
 
در جلو مسجد حوض ۸ گوش بسيار زيبائي وجود داشته كه پيوسته لبريز از آب بوده است. اين حوض را در اواخر دوره قاجار خراب كرده اند.
اگر چه اختصاصي بودن مسجد باعث شده كه سياحان كمتري درباره آن مطلب بنويسند اما مي توان ادعا كرد مسجد شيخ لطف الله در عداد آثار شاخص و مشهور عصر صفويه است.
وجود كتيبه هاي نفيس و طره هاي سردر كه در درون گلدان مرمرين جاي مي گيرند آنچنان زيبائي جاودانه در ذهن يننده بيدار مي كنند كه اين يقين براي او حاصل مي شود كه معماري اين اثر الهامي بوده است. زيرا داراي حالت ويژه و منحصر بفرد نماز انسان با خداوند است.

- كاخ عالي قاپو

معروف به: دولتخانه مباركه نقش جهان، قصر دولتخانه

موقعيت: ضلع غربي ميدان امام

سال تاسيس: ۱۱ هجري قمري(دوره شاه عباس اول)

مينياتوريست و نقاش: رضا عباسي


ويژگي هاي ساختمان:

در غرب ميدان امام و روبروي مسجد شيخ لطف الله عمارتي سر بر افراشته كه به عنوان يكي از مهمترين شاهكارهاي معماري اوائل قرن يازدهم هجري از شهرتي عالمگير برخوردار است.

با توجه به منابع و مأخذ موجود درباره سلسله صفوي و همچنين با در نظر گرفتن بررسي هاي انجام شده در مورد اين ساختمان زيبا و رفيع چنين استنباط مي گردد كه كاخ عالي قاپو دروازه مركزي و مدخل كليه قصرهائي است كه در دوران صفويه در محدوده ميدان امام احداث شده اند.

در حقيقت اين بنا به مثابه يك ورودي بزرگ و با شكوه ميدان امام را به مجموعه دولتخانه و عماراتي مانند ركيب خانه، جبه خانه، تالار تيموري، تالار طويله، تالار سرپوشيده و كاخ چهلستون و ديگر عمارات مربوط مي كرده است.

- ساختمان كاخ

اصل بنا در دوره شاه عباس اول احداث شده و در دوره جانشينان او الحاقات و تعميراتي در آن انجام شده است. ساختمان داراي ۵ طبقه است كه هر طبقه تزئينات مخصوصي دارد. اگر چه اين قصر در دوره هاي بعد از صفويه لطمات فراوان ديده است، هنوز نيز شاهكارهائي از تزئينات و نقاشي هاي عصر صفويه در آن، بينندگان را به تحسين وا مي دارد.

عالي قاپـو مركب از دو كلمه «عالي» و «قاپو» است كه با هم به معناي «سردر بلند» يا «درگاه بلند» هستند. از اين سر در بلند كه تماماً با سنگ سماق ساخته شده به قصر وارد مي شويم و به وسيله پلكاني كه در دو طرف تعبيه شده اند به طبقات فوقاني مي رسيم.

در طبقه همكف دو تالار وجود دارد كه در آن روزگار به امور اداري و ديواني اختصاص داشت و صدرخانه يا كشيك خانه ناميده مي شدند.

در طبقه سوم، ايوان بزرگي است كه بر ۱۸ ستون بلند و رفيع و استوار است. اين ستون ها در آن زمان پوشيده از آئينه بوده و سقفي با صفحات بزرگ كه با نقاشي ها و آلت هاي چوبي تزئين شده بودند بر فراز آن قرار گرفته است. در وسط اين ايوان حوض زيبائي از مرمر و مس وجود دارد كه قرينه آن در تزئينات زير سقف انعكاس يافته است.

اين تالار از الحاقات كاخ است كه در دوران جانشينان شاه عباس اول بنا شده است. در پشت اين ايوان تالار بزرگي است با اتاق ها و طاق هاي بسيار كه نقاشي هاي زيبائي بر ديوارهاي آن مشاهده مي شود.

از ايوان كوچكي كه پشت اين تالار است گنبد زيبا و ساده توحيد خانه نمايان است. در دوران صفويه در شب هاي جمعه گنبد محل تجمع صوفيان و دراويش بود. سالني كه اين گنبد بر فراز آن استوار است و اتاق هاي اطراف آن در حال حاضر به كلاس هاي درس دانشگاه پرديس اصفهان اختصاص دارد. اكثر جهانگردان و سياحان خارجي و همچنين نمايندگان كشورهاي مختلف اين تالار را به منزله جايگاهي دانسته اند كه از آن مسابقات مختلف و بازي هاي معمول آن عصر مثل چوگان بازي و غيره را تماشا مي كرده اند. طبقات بعدي هر كدام شامل يك سالن بزرگ در وسط و چندين اتاق كوچك در اطراف هستند.

- ويژگي خاص كاخ

آنچه عالي قاپو را در عداد آثار باشكوه و بسيار نفيس قرار داده است علاوه بر مينياتورهاي كار هنرمند معروف عصر صفوي رضا عباسي، گچبري هاي آخرين طبقه است كه تالار آن به «اتاق موسيقي» يا «اتاق صوت» نيز معروف است. در اين قسمت از كاخ شكل انواع جام و صراحي در ديوار تعبيه شده است. ساختن و پرداختن اين اشكال به غير از نمايش زيبائي و خلاقيت و ابتكار هنرمندان گچكار براي اين بوده است كه انعكاسات حاصله از نغمه هاي نوازندگان و اساتيد موسيقي به وسيله اين اشكال مجوف گرفته شود و صداها طبيعي و بدون انعكاس به گوش برسند.

«فرد ريچاردز» كه خود نقاش معروفي بوده و در اواخر عصر قاجاريه به ايران آمده درباره تزئينات گچبري اين اتاق مي نويسد: « ... اين تورفتگي ها مانند قطعات مختلف بازي معما با تناسب خاصي پهلوي يكديگر قرار گرفته اند... » گذشته از گذشت زمان كه متأسفانه به عالي قاپو لطمات فراوان زده است عوامل مخرب ديگر مانند حمله و استيلاي افغان ها و جنگ هاي مختلف و انتقال پايتخت از اصفهان و بي توجهي حكام بعد از صفويه خسارات جبران ناپذيري به بنا وارد آورده است.
 

- سر در قيصريه

موقعيت: شمال ميدان امام
سال تاسيس: ۱۱ هجري قمري (دوره شاه عباس اول)
 

اين سر در را قيصريه مي نامند ازآن جهت كه از روي نمونه يكي از بناهاي شهر قيصريه در آسياي صغير تركيه امروز ساخته اند.

- از ويژگي هاي اين بازار

سر در عالي با تزئينات آجري چيني، نقاشي هاي موجود در سر درب شامل تصوير شاه عباس در جنگ با ازبكان، تصاويري از زنان و مردان اروپايي، دو لچكي كاشيكاري كه صحيح
و
سالم است و تصوير تيراندازي را با سر انسان و تنه ببر يا شير و دم اژدها نشان مي دهد و مي تواند همواره نشانه مخصوص شناسايي اين شهر افسانه ايي دنيا باشد.

در شمال ميدان امام و روبروي مسجد امام، سردر بازار قيصريه قرار دارد. ساختمان آن در زمان شاه عباس اول به اتمام رسيده است و معمار آن استاد علي اكبر اصفهاني بوده است.

سردر بناي عظيم قيصريه مهمترين و با عظمت ترين دروازه هاي ورودي شهر صفوي اصفهان بوده كه از طريق بازار بزرگ قيصريه قسمت اصفهان جديد را به شهر سلجوقي (ميدان كهنه آن روزگار) متصل مي كرده است. بر اين سردر چند تابلو نقاشي مشاهده مي شود كه برخي از آنها اروپائي هاي مقيم دربار اصفهان در آن روزگار را نشان مي دهد. تابلو ديگر نيز شكارگاه سلطنتي است. متأسفانه اين نقاشي ها كه اثر رضا عباسي است به علت مجاورت با هواي آزاد و برودت و گرماي هوا آسيب فراوان ديده اند. در بالاترين قسمت اين سردر صورت دو نيم تنه تيرانداز مرد با لباسهاي معمول آن عصر ديده مي شوند كه تنه آنها شير يا ببر و دم آنها اژدهاست. اين دو تصوير كه بر كاشي معرق است بيانگر صورت فلكي اصفهان يا برج قوس است.

توضيح اينكه در روزگاران كهن در ميان ملل متمدن دنيا معمول بوده كه براي شهرهاي معروف و مشهور خود طالع و زايچه اي قائل بشوند و پس از انتخاب اصفهان به پايتختي، برج قوس را براي طالع آن انتخاب كردند.

بيشتر جهانگردان بازار قيصريه و ساير بازارهاي اصفهان را توصيف كردند. شاردن كه سالها در اصفهان زندگي كرده به تفصيل از بازار قيصريه تعريف كرده و نامگذاري آن به قيصريه را به اين علت مي داند كه سردر اين بازار را مثل يكي از بناهاي قيصريه يا قيساريا در آسياي صغير (تركيه امروز) ساخته اند.

در دو طرف اين سردر دو سكوي وسيع وجود دارد كه با سنگ يشم و سماق پوشانده شده و در آن روزگار زرگران و جواهر فروشان بساط خود را بر روي آنها گسترده و انواع زيور آلات و سكه هاي كمياب را به خريداران عرضه مي كرده اند.

بر بالاي سردر ساعت بزرگي نصب بود كه در جنگ با پرتغالي ها نصيب ايران شده بود.

عمارت نقاره خانه نيز بر بالاي سردر قيصريه ساخته شده بود. نقاره زني و نقاره كوبي از قديم در ايران متداول بود كه طلوع و غروب آفتاب را با نقاره اعلام مي كردند.

البته نقاره زني و نقاره كوبي فقط به منظور اعلام طلوع و غروب آفتاب نبود چرا كه نواختن نقاره در ميدان هاي جنگ براي آماده باش سربازان و تشجيع آنان به نبرد و به هنگام صلح و آرامش نيز در آئين هاي گوناگون و به مناسبت هاي مختلف متداول بود.

در سمت راست عمارت قيصريه محل ضرابخانه و در طرف ديگر كاروانسراي شاهي واقع شده بود. از سردر بازار قيصريه وارد مجلل ترين و بزرگترين بازارهاي اصفهان مي شويم اين بازار كه به بازار قيصريه و شاهي نيز معروف بوده در روزگار صفويه مركز فروش پارچه هاي گرانبهاء بوده و نمايندگان كمپاني هاي خارجي در آنها حجره هائي داشته اند. در جلو سردر، حوض آب بسيار بزرگي وجود داشت كه امروزه اثري از آن نيست.
 
- آتشگاه
موقعيت: خيابان آتشگاه در ۸ كيلومتري غرب اصفهان
 

قديمي ترين اثري كه از گذشته هاي دور اصفهان در اين شهر وجود دارد بنائي موسوم به آتشگاه است كه در جاده اصفهان به نجف آباد در نزديكي منارجنبان بر فراز يك تپه سنگي قرار گرفته است.

اكثر مورخين اسلامي از جمله ابن خردادبه و حمداله مستوفي و ابن حوقل از اين بنا نام برده و آن را آتشكده معرفي كرده اند و دانشمندان خارجي نيز درباره آتشگاه پژوهش و بررسي كرده اند كه از جمله آنها ماكسيم سيرو و آندره گدار فرانسوي هستند.

آنچه از ويژگيهاي اين بنا مهم است خشت هاي تشكيل دهنده ويرانه هاي فعلي آتشگاه است كه از نظر اندازه كمتر اثري داراي اينچنين خشت هائي است. به گفته كارشناسان اين خشت ها از ملات همراه گل با ريگ ريزه هائي است كه ني هاي حاشيه زاينده رود را نيز به آن اضافه مي كرده اند تا استحكام بيشتري داشته باشد.

زمان ساخت بنا را قديم تر از عصر ساسانيان مي دانند. مطالعات مؤسسه (ايزمنو IZMEO) قدمت بناي آتشگاه را به دوران تمدن عيلام مربوط مي دانند. اين نظر را مطالعات و پژوهش هاي انجام شده بر روي آتشكده هاي بر جاي مانده از دوران ساساني در نطنز و كاشان و يزد و آذربايجان و نائين تأييد مي كنند چرا كه در آن روزگاران آتشكده ها را بر روي كوه يا بر فراز تپه نمي ساختند بلكه آتشكده ها در مكان هايي احداث مي شدند كه دسترسي به آن ها آسان باشد بنابراين مي توان با قاطعيت آتشگاه اصفهان را نشانه اي از حضور تمدن هاي قديم تر از ساساني و سلسله هاي قبل از آن به شمار آورد.

- پل ها

    * سي و سه پل

پل الله ورديخان (عنصري محوري در ارتباطي كالبدي-فرهنگي)

معروف به: پل الله ورديخان، سي و سه چشمه، چهارباغ، جلفا، زاينده رود

موقعيت: ميدان انقلاب اسلامي

سال تاسيس: ۱۰۰۵ هجري(دوره شاه عباس اول)
 

يكي از پلهاي زيبا و جالبي كه در دوران صفويه بر روي زاينده رود احداث شد سي و سه پل است اين پل در گذشته «پل جلفا» ناميده مي شد (زيرا از اين طريق به جلفا كه تازه احداث شده بود مي رسيدند). به «الله ورديخان» نيز معروف است زيرا سردار مشهور شاه عباس اول كه به ساختن اين پل مأمور گرديد به اين نام ناميده مي شود.

اين پل كه چهارباغ عباسي را به چهارباغ بالا متصل مي كند قبلاًٌ ۴۰ چشمه داشته اما امروز بيش از سي و سه چشمه آن باقي نمانده است و بقيه آنها مسدود شده اند. پل ۲۹۵ متر طول و ۷۵/۱۳ متر عرض دارد و در زمره اولين آثاري است كه شاه عباس اول دستور ساختن آن را داده است.

در طرفين پل معبر باريك مسقفي است كه در سراسر طول پل ديده مي شود. سي و سه پل داراي يك پياده رو براي گردش در بالا و يك پياده رو در پايين است. پياده رو پائين گذرگاه مسقفي است كه ميان پايه هاي مركزي پل و به فاصله كمي از بستر رودخانه ايجاد شده است. از گفتنيهـا دربـاره سـي و سـه پـل اينـكـه در دوران صـفـويه جـشـن «آبريزان» يا «آبريزكان» در كنار زاينده رود و در نزديكي اين پل برگزار مي شده است. در اين جشن كه در سيزده تيرماه هر سال برگزار ميشد مردم با پاشيدن آب و گلاب به روي يكديگر در اين مراسم شركت مي كرده اند.

مصالحي كه در ساخت سي و سه پل به كار رفته:

آجر در قسمت فوقاني و سنگ در طبقه تحتاني پل است. پل الله ورديخان كه در سال ۱۰۱۱ هجري بنا شده است از آثار مشهور اصفهان است كه اكثر سياحان و جهانگردان به توصيف آن پرداخته اند. يكي از خارجياني كه سي و سه پل را در اواخر حكومت قاجارها ديده است درباره آن مي نويسد:
اين بناي زيبا كه با وجود مرور زمان با بزرگي و مشخصات آن سالم مانده است ارزش آن را دارد كه براي ديدنش به اصفهان رفت، هر چند احتمالاً از كسي هم انتظار نمي رود كه براي ديدن شايد باشكوه ترين پل جهان چنين كاري بكند.
 
- پل خواجو

معروف به: پل شاهي، بابا ركن الدين، شيراز و حسن آباد

موقعيت: ميدان خواجو

سال تاسيس: ۱۰۶۰ هجري(دوره شاه عباس دوم)
 

اين پل كه از بناهاي شاه عباس دوم صفوي است به پل شاهي و بابا ركن الدين و شيراز و حسن آباد هم معروف بوده است

طول پل ۱۳۳ متر و عرض آن ۱۲ متر است. وجه تسميه آن به باباركن الدين اين است كه بر سر راه تكيه باباركن الدين عارف مشهور واقع شده بود.

پل خواجو به دليل معماري و تزئينات كاشيكاري بر ساير پل هاي زاينده رود برتري دارد. پل خواجو كه در عصر صفويه يكي از زيباترين پل هاي جهان به شمار مي رفت در اصل به منزله سد و بند بود. به اين معنا كه با بستن دهانه هاي پل در ضلع غربي درياچه اي به وجود مي آمد.

در وسط هر يك از دو ضلع شرقي و غربي پل ساختماني بنا شده كه شامل چند اتاق مزين به نقاشي است. اين ساختمان كه (بيگلربيگي) ناميده مي شود در آن عصر اختصاص به بزرگان و امرائي داشت كه به هنگام ايجاد درياچه مصنوعي مسابقات شنا و قايقراني را تماشا مي كرده اند.

شعراي اصفهان درباره پل خواجو اشعار زيبايي سروده و در طي اين سروده ها زيبائي هاي آن را توصيف كرده اند. از جمله اين شعرا صائب تبريزي است كه با قصيده اي بلند بالا يكي از روزهاي جشن و چراغاني را ذكر مي كند كه در كنار پل خواجو برگزار شده است.

به نوشته محققين و مورخين كه درباره سلسله صفويه بررسي كرده اند هدف شاه عباس دوم از احداث پل خواجو ارتباط دو قسمت محله خواجو و دروازه حسن آباد با تخت فولاد و راه شيراز بود.

به طور كلي وجود "تزئينات كاشيكاري فراوان و پشت بغل هاي چشمه هاي پايين و غرفه هاي بالاو نماي غرفه هاي طرفين با كاشي هاي الوان" پل خواجو را در شمار آثار بسيار ممتاز اصفهان قرار مي دهد به طوري كه كليه سياحان و جهانگرداني كه در دوره هاي مختلف به اصفهان آمده اند زيبائيهاي پل خواجو را وصف كرده و آن را در زمره شاهكارهاي مسلّم معماري ايراني، اسلامي به شمار آورده اند.
 

 
کلیه حقوق متعلق به دبیرخانه اجلاس و جشنواره بین المللی میراث فرهنگی ناملموس می باشد.