سال 94مجموعه تخت فولاد
English\العربیهنقشه سایتنقشه سایتعضویت و ورود اعضاورود اعضاصفحه اصلیصفحه اصلی
زندگی نامه مختصر زندگی نامه مشروح حکایت ها تصویر
بانو حاجيه نصرت السادات امين بانو حاجيه نصرت السادات امين  
1403 قمري :تاریخ فوت
امين التجار :محل دفن
   
 




بانو حاجيه نصرت ‏السادات امين

 بانو حاجيه نصرت ‏السادات امين معروف به «بانو امين» و ملقّب به «بانوى ايرانى» فرزند محمّدعلى امين‏التجّار (بانى تكيه) و متوفّى 1403 هجرى قمرى و افتخار زنان ايران و اسلام. وى از شاگردان آية اللّه مير سيّد على نجف‏ آبادى بود و صاحب كتاب‏ هاى ارزشمند مى‏باشد. برخى از مهمترين كتاب‏ هاى ايشان عبارت است از:

 

 الف- اربعين هاشميه: اوّلين تأليف ايشان به زبان عربى است كه با مطالعه اين كتاب مى‏توان به جامعيت اين بانو آگاه شد. تمام اربعين را با اِسنادهاى متّصل به شيخ صدوق يا شيخ كلينى نقل كرده است.

 ب- يك دوره كامل تفسير قرآن: تحت عنوان «مخزن العرفان» در پانزده جلد كه مباحث عرفانى و فلسفى را به زبان ساده در اين كتاب به نگارش درآورده است. اصلى‏ترين اثر ارزشمند ايشان همين تفسير مى‏باشد.

 ج- روش خوشبختى: كه در آن به بانوان ايرانى توصيه به اخلاق اسلامى را سفارش مى‏كند بانو امين در اين كتاب راههاى رسيدن به سعادت دنيوى و اخروى خواهران مسلمان را با بيان ساده و روان نشان مى‏دهد.

 د- سير و سلوك در روش اولياء و... :اين كتاب، بيان طريق سلوك الى‏اللّه، مراحل آن و چگونگى طىّ كردن اين راه است. بانو امين صاحب آثار علمى و خدمات ارزشمند ديگرى نيز مى‏باشد.

 

 ايشان در آموختن علوم و كسب معارف اسلامى جدّيت كم‏نظير داشت. يكى از اساتيد بانو امين -  مرحوم آيت‏ اللّه حاج مير سيّد على نجف‏آبادى  - نقل كرده است: روزى شنيدم فرزند ايشان فوت شده است. فكر كردم خانم ديگر درس را تعطيل خواهد كرد، ولى باز به جلسه‏ى درس آمد. گفتم امروز را تعطيل كنيد، مصيبت‏ زده هستيد. گفت: «نه، منعى نيست، او رفت به رحمت خدا، ما چرا تعطيل كنيم؟».

به اين حديث شريف رسول خداصلى الله عليه وآله اهميت بسيار مى‏دادند: «علم و دانايى بايد نورى باشد در قلب شما نه آنكه آنچه را مى‏دانيد تصور كنيد مهم است. علم آن عبارتى نيست كه در كتب جستجو مى‏كنيد، بلكه نور است». ايشان در سخنرانى و كتاب‏هاى خويش به تفصيل به شرح اين حديث و اهميت دريافت نور الهى و كسب معرفت حضورى و شهودى بسيار تأكيد داشت.

 و يا در سئوالى از ايشان در مورد اينكه به نظر شما در عصر حاضر جهاد براى زنان در چيست؟ در جواب گفته بود: «بهترين جهاد حفظ پوشش است». و در پيامى كه براى دختران جوان دارد چنين آورده است: «از صفات بارز همان پاكدامنى و عفّت است. به طورى كه علماى اخلاق گفته‏اند: عمده‏ى شرافت زن نزد عقلا، در جامعه، در عفت است».

 بخصوص ايشان در زمينه حجاب از امر به معروف و نهى از منكر كوتاهى نمى‏كرد. حتى به طور عملى به اين فريضه اقدام مى‏كرد. نقل شده در جشن ازدواج يكى از بستگان خود شركت نكردند و اين عدم حضور، به علتِ وجود برخى بانوان بدحجاب و بى‏حجاب در اين محفل بود. در زمينه ترويج علوم دينى با تأسيس اولين حوزه علميه خواهران در اصفهان و ايران يك حركت مدون علمى را انجام داد كه جامعه زنان اصفهان را به شدت تكان داد. تأسيس مدرسه اسلاميه دختران نيز، در دوره پهلوى، يك حركت بزرگ فرهنگى - اسلامى بود.

 قسمتى از وصيت‏ نامه اين بانوى گرامى چنين است: «.... اعمالتان را براى خدا خالص كنيد و در آن فكر اجر و پاداش نباشيد و آن را وسيله‏ى رسيدن به لقاءاللّه قرار دهيد....»

 مرحوم خانم سپيده كاشانى در رحلت ايشان سرود:

 آن مرجع فضيلت و تقوا به راه علم

در راهوار عشق مدد از خدا گرفت

 بانوى بانوان جهان شد شفيع او

گر در كنار كوثر ميعاد جا گرفت

 
 
 
 
 





بانو امين ( امين )، نصرت السادات

نصرت السادات امين، معروف به بانوي ايراني، در اواخر ماه ذي الحجة الحرام سال 1312ق در اصفهان ديده به جهان گشود. پدر او حاج سيّد محمّد علي، ملقّب به امين التجّار اصفهاني، فرزند سيدمحمدحسن، فرزند سيدميرزا ملقّب به ميرمعصوم، فرزند سيدمحمد، فرزند عالم زاهد ميرمعصوم خاتون آبادي بود. امين التجار يكي از افراد متدين و باسخاوتي بود كه در اصفهان از شهرتي برخوردار بود و مادر او از زنان سيده و صالحه به نام زهرا، معروف به حاجيه بي بي، دختر حاج ميرزا مهدي ملقب به جناب بود. اين بانو هم اهل ذكر و عبادت بود و هم در كمك كردن به ضعيفان و فقرا كوشا بود. بانو امين چهارمين فرزند اين خانواده بود.

وقتي به حدّ درس خواندن رسيد ، معلمي براي او انتخاب كردند كه زني عالمه، مؤمنه، عفيفه و كم نظير بود. او « خديجه بيگم » نام داشت. بانو امين در زندگي نامه خود اين استاد مكتب را چنين توصيف مي كند: « و بلغت الي حد التدرس و التعلم فانتجبا لها معلّمة عالمة مؤمنة عفيفة عديمة العديل و النظيرة في زمانها و هي جدت و اهتمت باعلي وسعها في تربيتها و تحسين اخلاقها ».

درسيزده سالگي براي ازدواج او اقدام كردند و او با حاج ميرزا آقا، معروف به معين التجار ازدواج نمود. از هفت فرزند كه در دامان او رويش يافتند، تنها يك پسر براي او باقي ماند و بانو اين را امتحان الهي مي دانست.

به حدود بيست سالگي كه رسيد، اشتياق به تحصيل علوم ديني پيدا كرد و معقول و منقول و فروع و اصول را فرا گرفت و عمرش كه به چهل سال رسيد، قوة استنباط احكام از روي دلائل تفصيلي برايش حاصل شد و از بعضي علما درخواست اجازة اجتهاد نمود.

 

اين بانوي ايراني سجده هاي طولاني داشت و در قنوت اين دعاها را زياد مي خواند:

« الهي هب لي كمال الانقطاع اليك وأَنر ابصار قلوبنا بضياء نظرها اليك .... »؛ « ربنّا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا و هب لنا من لدنك رحمة »

وي ساعات خاصي براي عبادت اختصاص مي داد و هيچ گاه مطالعه و برنامه هاي ديگر وي مانع از عبادت و راز و نياز او نمي شد. كتاب حقايق مرحوم فيض كاشاني هميشه بالاي سر تخت او بود.

با هيچ كس خشونت نمي كرد و تا مي توانست با همه مدارا مي كرد، حتي با كساني كه به ايشان ظلم مي كردند. هميشه با اطرافيان با فضل و عدل و محبت برخورد مي كردند.

از علما و مفاخر اصفهان و ديگر شهرهاي ايران و حتي خارج از ايران كه وصف ايشان را مي شنيدند، مشتاق ديدن اين بانوي بزرگوار مي شدند كه از آن جمله مي توان از حضرات آيات و حجج الاسلام زير را نام برد: استاد علامه سيدمحمدحسين طباطبائي، فيلسوف تلاشگر استاد محمدتقي جعفري، علامه مبارز شيخ عبدالحسين اميني، شيخ عبدالله سبيتي، حاج آقا رحيم ارباب، شيخ زهيرالحسوان.

زيباترين لحظه زندگي ايشان وقتي بود كه افكارشان در لذائذ معنوي سير مي كرد، و زماني كه پرده از جلوي چشمشان كنار مي رفت و تسبيح موجودات را مي شنيدند ( نقل قول از حاجيه خانم امين ). به تمركز اهمّيت زيادي مي دادند. كلام آخرشان براي نسل هاي آينده عبارت بود از: « توجّه به خدا و تخليه از غير حق » ( مصاحبه با حاجيه خانم ملاّباشي :18/2/1383).

بانو امين در حديث چهلم، يعني آخرين حديثي كه در اربعين الهاشميه شرح مي دهند، به مناسبت، وصيت نامة خود را نيز ايراد مي فرمايند و ضمن تذكراتي به همة خواهران و برادران خود سفارش  مي نمايند كه در هيچ حال، چه در حال تندرستي و چه در حال سختي ... از او لحظه اي غفلت ننمايند و اوامر و نواهي او را ترك ننمايند.

بانوي ايراني در كمال زهد و تقوا و سادگي مي زيست و اهل تظاهر و تشريفات و بزرگ نمايي نبود. با قرآن و روايات الفتي ويژه داشت و بيشتر اوقات خود را، پس از انجام امور خانه به مطالعه مي گذراند. كمتر با زنان خانواده و همسايه كه هم-سن و سال او بودند، به سر مي برد و بيشتر به دنبال كسي بود تا او را درك كند و عمق ژرفاي سخنش را دريابد و پيوسته مراقب نفس و واردات قلبي خود بود.

علامه محمدتقي جعفري دربارة بانوي ايراني  مي گويد: « ...نظر به مقامات عاليه روحي كه بانوي ايراني در آن موفق شده اند، بايد ايشان را از گروه نخبه اي از دانشمندان به شمار آورد كه به اضافه فرا گرفتن دانش، به تولد جديد در زندگاني نايل مي شود.

از خصوصيات بارز ايشان، اين كه در همان زمان هايي كه به درجه اجتهاد رسيده و مفسّر و محدث و عارف بود، يك زن بسيار طبيعي در همه وظايف زنانه بود و در عين حركت صعودي و رسيدن به قرب الهي، از وظايف طبيعي خارج نشده و يك انسان معمولي بود.

در مورد اهتمام و جديت در تحصيل علوم ديني توسط اين بانو، استاد ايشان آيت الله ميرسيدعلي نجف آبادي فرمودند: علويه خانم، چنان مجد و ساعي هستند كه هر وقت به خانه خواهرش رفته است، كتب خود را هم مي برده و مطالعه مي كرده است.

روزي دختري از او فوت شده بود. من قطع كردم كه تعطيل مي كند. اما باز هم براي درس آمد، گفتم: امروز تعطيل كنيد، مصيبت زده هستيد. گفت: نه، منعي ندارد. او رفت به رحمت خدا، ما چرا تعطيل كنيم؟.

گفتار بانو علويه همايوني در مورد بانو امين:

ايشان دانشمندي بوده اند، باذوق، عارف، متواضع، خوش برخورد، موقر، با مهارت، پرهيزگار، ساكت و كم حرف، بدون تكلف و تجمل، از دوستان و شيفتگان اهل بيت عصمت و طهارت -عليهم السلام-، بسيار   علاقه مند به مطالعه، از مخلصين و محبين و مطيعين حق تعالي و مبلّغ و مروّج اسلام، چنان كه چندين سال در منزل خود مبلّغ و مدرّس و موعظه گر جامعه زنان بود و بعد از افتتاح مكتب فاطمه(س) و با وجود كهولت سن، هفته اي دو روز در اين مؤسسه تفسير قرآن و سخنراني داشتند. وجود مقدس و مطهرش آن چنان روحاني و مستغرق در عالم عرفان و معنويت بود كه هر وقت انسان او را مي ديد، مجذوب جذبه معنويت او شده، در پرتو نورانيت و نفس مطمئنه او، در خود احساس شادي و نورانيت مي نمود و احساس مي كرد كه در اثر مجالست و تشرف به محضرش، روح و روان انسان اوج مي گيرد، پرواز مي كند و با جهاني ديگر مأنوس مي گردد.
 
 
 
 

رمز موفقيت اين بانو را مي توان در اين 3 مورد برشمرد:

1ـ خلوص و تقوي و معنويت و تهذيب روح و مجاهده با نفس و توجه به كمال و سيرالي الله و فناي در حق.

2ـ ولايت و اتصال و توسل به اهل بيت عصمت و طهارت -عليهم السلام-. كتاب مخزن اللئالي كه در فضايل مولي المولي، حضرت علي(ع) نوشته اند، روشنگر معرفت و محبت و اتصال ايشان به آل محمد -صلوات الله عليهم اجمعين- است.

3ـ ثبات و استقامت و تحمل شدايد در راه رسيدن به هدف كه در كتاب نفحات الرحمانية به گوشه اي از آنها اشاره فرموده اند و ترجمه قسمتي از آن چنين است: من در زمان كودكي و اوايل جواني بسيار مايل و حريص به مطالعه كتابهاي علمي و گوش دادن به مواعظ ديني بودم و هرگاه نزديكان من مشغول به تفريح مي شدند من به مطالعه مشغول مي شدم، آن ها مرا طعنه مي زدند و بر من اعتراض مي كردند و مي گفتند تو مشغول مطالعه مي شوي و تفريح را رها مي كني؟! اين كار عاقلانه نيست، بلكه از بطالت و كسالت است و من به خاطر اشتياق شديدي كه به مطالعه داشتم، سخنان ناروا و استهزاي آنان را تحمل مي كردم و چنان خود را مي يافتم كه گويا از امور لهو و مزخرفات دنيا اعراض دارد و به اينها انس نمي گيرد، بلكه قلبم به چيز ديگري بستگي دارد. با اينكه مطلوب و محبوبم برايم مشخص و مميز نبود و از هر عالم و واعظي چيزي از اوصاف حق تعالي مي شنيدم، قلبم به سخن او ميل مفرطي  مي نمود و گويا سر تا پا گوش مي شدم كه سخن او را بشنوم و براي استماع صفات حق تعالي حريص بودم و پيوسته اين چنين بودم تا اينكه به تحصيل علوم عربي راغب شدم و به تحصيل مقدمات از صرف و نحو و غيرها، از مقدمات فقه و منطق و حكمت مشغول شدم. خدا مي داند كه اين راه را با چه سختي و اضطرابي گذراندم و چگونه مشقت  هايي كه از زخم زبان دوستان و استهزاي آنها به من وارد مي   شد، تحمل كردم.

فرزند ايشان مي گويد:

ايشان زني مؤمن بود كه در عين حالي كه درس مي خواندند و درس مي دادند، به جريانهاي روز هم كاملاً واقف بودند. معتقد بودند كه زن در عين حال كه تحصيل مي كند، درس مي خواند، بايد در جامعه وارد شود، بايد به جامعه خدمت كند، بايد درس امروز را ياد بگيرد، و بايد علم امروز را بداند.

يكي از توصيه هاي ايشان به خانمها اين بود كه زن علاوه بر وظايفي كه از لحاظ خانه داري، شوهر داري، و بچه داري دارد، وظايف ديگري نيز دارد. مي گفتند اين صحيح نيست كسي برود در گوشه اي بنشيند يا درس بخواند، عبادت كند و هيچ كاري براي مردم انجام ندهد.

مرحوم حجة الاسلام والمسلمين صفوي قمي از شاگردان بانو امين در مورد علم و عرفان بانو چنين مي گويد: بنده مدتها خدمت مرحومه بانو حاجيه خانم امين تلمذ مي كردم و تا حدي عرفان را از ايشان فرا گرفتم. پنج شنبه ها خدمت ايشان مي رفتم و مطالب عرفان را براي من بيان مي كردند؛ بخصوص مطالبي را كه در نفحات الرحمانيه هست، براي من شرح مي دادند.

اين بانوي معظمه از نظر فقهي به مقام اجتهاد رسيده بودند، فلسفه را هم خوب مي دانستند، ولي مهم براي ايشان عرفان بود. مرحوم آيت الله حاج آقا رحيم ارباب با آن مقام علمي و معنوي نفحات را به من دادند و فرمودند اين كتاب را بگيريد و ببينيد اين زن چه معنويتي دارد.

رهبر معظم انقلاب در سخنراني خود در ديدار روحانيون و طلاب حوزه علميه اصفهان درمورد اين بانوي بزرگوار چنين فرمودند:

اين حوزه ( اصفهان)، حوزه اي بود كه در يك دوره، يك مجتهد و فقيه و فيلسوف زن در آن پرورش يافت. مرحوم علامه طباطبائي (رض) آن فيلسوف و فقيه و مفسّر، از ايشان تعريف مي كردند   ( 8/8/1380 ).

بانو امين عمر خود را صرف تعليم و تربيت كردند و تلاش و اهتمامي كه ايشان در زمينه فعاليتهاي فرهنگي و تأسيس مدرسه و حوزه علميه خواهران داشتند، در خور ذكر و توجه است.

اگر به سنوات عمر اين علويه محترمه ( 1362-1265ش ) دقت كنيم، متوجه مي شويم، جز چند سال اواخر ايشان كه همزمان با استقرار جمهوري اسلامي بود، بيش از 90 سال عمرشان در دوران پرفراز و نشيبي طي شد كه براي زن ايراني، دوراني حياتي و اساسي بوده است؛ دوراني كه نشان دهندة عمق نگرش ايشان در جهت دهي به جامعه زنان كشورماست و حافظ هويت آنان در برابر تهاجماتي است كه در طي اين دوران طولاني جريان داشته است.

بانو امين از همان دوران تحصيل، با تدريس و پاسخگويي به پرسشهاي ديني و ارشاد دختران و زنان، پايه گذار حركتهاي علمي و معنوي زنان در عصر خود شد. در سالهاي بعد نيز ايشان با تأسيس مدرسه دخترانه و حوزه علميه خواهران به        فعاليتهاي اسلامي خويش، در مقابله با جرياني كه در جهت تبديل زن مسلمان به زن مصرفي و تجدد زدة غربي آغاز شده بود، قوت بيشتري بخشيد كه آثارش تاكنون نيز باقي است.

از سوي ديگر، با نگارش مقاله ها و كتابهاي سودمند، به روشنگري و پاسخگويي به پرسشها و تحليل مسايل زمانه پرداخت. در كتاب روش خوشبختي به تفصيل، مسأله حجاب و كشف حجاب را مورد بحث قرار داده و زنان مسلمان را به حفظ هويت اسلامي و مقاومت در مقابل فسادي كه در آن زمان در سراسر ممالك اسلامي شيوع پيدا كرده بود، دعوت كرده است.
 
 
 
 
 
 
 

استادان

با توجه به اين كه بانو امين به هيچ مدرسه يا حوزه اي نرفت و تعليمات او فقط از طريق چند نفري بوده كه براي تدريس به منزل او مي آمدند، مي توان از افراد زير به عنوان استادان بانو امين نام برد:

1.       شيخ ابوالقاسم، معروف به حاج آخوند زفره اي ( م: 1352ق ) استاد بانو امين در مقدمات و صرف نحو بوده اند.

2.       آيت الله سيّد علي نجف آبادي ( م: 1362ق)، استاد فقه و اصول و حكمت بانو امين و مهمترين استاد بانو بوده اند.

3.       آيةالله آقا سيّد ابوالقاسم دهكردي (1272-1353 ق)

4.       حضرت آية الله حاج ميرزا علي آقا شيرازي ( 1294- 1374ق ).

از جمله علما و بزرگاني كه بانو امين از آنها موفق به كسب اجازه روايي شده اند، مي توان از حضرات آيات زير نام برد:

1-       سيد ميرزا آقا اصطهباناتي در سال 1354ق؛

2-       شيخ محمدكاظم شيرازي در سال 1354ش؛

3-       شيخ عبدالكريم حائري يزدي؛

4-       شيخ محمدرضا نجفي  اصفهاني؛

5-       شيخ مرتضي مظاهري اصفهاني؛

6-       سيدشهاب الدين مرعشي نجفي؛

7-       سيدعلي نجف آبادي.

همچنين بزرگاني در طول حيات اين بانوي بزرگوار موفق به كسب اجازه روايي از ايشان شده اند.

1-       آية الله سيدشهاب الدين مرعشي نجفي؛

2-       سيده زينت السادات همايوني؛

3-       سيدعباس حسيني كاشاني؛

4-       آية الله شهيد سيدمحمدعلي قاضي تبريزي؛

5-       علامه سيدمحمدعلي روضاتي؛

6-       علامه شيخ عبدالحسين اميني؛

7-       شيخ عبدالله سبيتي؛

8-       شيخ زهيرالحسون.

 

شاگردان

الف) شاگرداني كه به صورت كلاسيك و منظم دروس حوزه را نزد بانو و ديگران خواندند، تنها دو نفر بودند:

1.       بانو زينت السادات همايوني ( حفظه الله ) كه پنجاه سال از عمر پر بركت خويش را در كنار بانو بود و در برابر كرسي استادي ايشان زانو مي زد .

بانو عفت الزمان امين ( 1397 – 1331ق )

ب) ديگر كساني كه برخي به طور نامنظم بعضي كتابها را نزد بانو خوانده اند و برخي به صورت حضور مستمر در جلسات بانو و يا همنشيني زياد با بانوي ايراني داشته اند و يا از اولين دستاوردهاي مكتب فاطمه (س) بوده اند، مي توان از افراد زير به عنوان مثال نام برد:

2.       حاجيه خانم ملاّباشي؛

3.       مهرالسادات قلمكاريان؛

4.       خانم فردوس مثقالي؛

5.       ربابه الهي شهركي؛

6.       محبوبه گلستانيان؛

7.       بتول افيوني؛

8.       صديقه سادات حكيميان؛

9.       بدر السادات مدرس خاتون آبادي؛

10.     فردوس مدرس هاشمي؛

11.     زهرا چوب چيني.
 
 
 
 
 
 
 

آثار علمي بانو امين

بانو امين از كساني است كه نوشته هايش نمونة كاملي از سوز و گداز، صفا و صداقت، اخلاص و معنويت است.

مسائل پيچيده فلسفي همچون جبر، تفويض و وحدت وجود را خيلي جالب مطرح مي كند و آنها را تا حد ممكن در قالب الفاظ گويا و مفهوم، بيان مي كند و احاطه علمي وي را از ميان آثارش در علوم مختلف اسلامي مي توان تشخيص داد ؛ اما آثار وي؛

1.       اربعين الهاشميّه ( به زبان عربي ). اين كتاب عصارة انديشة فلسفي و عرفاني بانو است.  بانو در سال 1355ق در حالي كه چهل و سه سال از عمر پربركتش مي گذرد، آخرين سطرهاي اولين كتاب خود را مي-نگارد. اين كتاب در سال 1356ق به چاپ رسيده است.

2.       « مخزن اللئالي في مناقب مولي الموالي اميرالمؤمنين(ع) (به زبان فارسي ). دومين كتاب بانو كه در سال 1389ق به پايان رسيده است.
 
 

3.       « سير و سلوك در روش اولياء و طريق سير سعداء ». در اين كتاب بانو با بيان هشت مرحله سير به سوي خدا و راه يافتن به ملكوت و ذكر حديثي از پيامبر گرامي اسلامي(ص) كه اسماء الهي را 99 عدد     مي دانند، به شرح و بيان اين اسماء خداوند پرداخته، قلبها را با ياد و نام خدا نوراني مي سازد. اين كتاب در سال 1323ش در اصفهان ودر سال 1360ش در تهران به چاپ رسيد.

كتاب سيرو سلوك تأليف آن عالمه معظمه شاهد روشني است به اينكه معارف و فلسفه هاي حرفه اي، روح ايشان را نساييده است، بلكه آن نوع دريافتها و معارف ايشان را جلب كرده است كه دانستن آنها غالباً با شدن ها همراه است. اِشراف و آگاهي خانم امين در كتاب سير و سلوك به واقعيات قابل اهميت، توام با نوعي وجدان علمي - كه متأسفانه افراد كمي از دانشمندان موفق به داشتن آن مي شوند- به خوبي آشكار است. اين كتاب حاصل احساس وظيفه بانو در بين سالهاي 1314 تا 1320ش و قصه غم انگيز كشف حجاب در آن دوران است كه پس از آن طوفان ويران كننده اعتقادي و اخلاقي، نوشته شده است.
 
 

4. معاد يا آخرين سير بشر. بانو خود در مورد اين كتاب مي فرمايند: غرض از نگارش اين كلمات، اين است كه شما را گوشزد كنم و متذكر گردانم كه براي انسان، غير از اين نشئه دنيوي، نشئات ديگري در پيش است كه ناچار بايستي درسير تكاملي از تمام نشآت و عوالم عبور نمايد و سرانجام به عالمي برسد كه فوق آن عالمي نيست و آن را معاد و قيامت گويند. اين كتاب اولين بار در سال 1326ق در تهران و بار دوم در سال 1334ق در تبريز و بعد ازآن هم چند بار در اصفهان به چاپ رسيده است.

5. اخلاق و راه سعادت بشر ( ترجمه كتاب طهاره الاعراق ابن مسكويه ). اين كتاب در 56 سالگي بانو به پايان رسيده است. وي نظرهاي شخصي و برداشتهاي خود را در حاشية كتاب آورده و درمتن آن تنها به ترجمة نوشتار ابن مسكويه كفايت نموده است.
 
 
6. النفحات الرحمانيه في الواردات القلبيه. اين كتاب سخنان دل است و الهاماتي كه تنها و تنها بر قلب نازل مي شود. او بر اين باور است كه نوشتن اين الهامات نه براي تفاخر است و نه براي تظاهر، بلكه به خاطر باقي ماندن اين حالات در ذهن خود و يادآوري آنها در زمانهاي متفاوت و سپاسگزاري از خداوند است.
 
 
اين كتاب به سال 1369ق با مقدمه اي از شيخ عبدالله سبيتي عاملي در اصفهان چاپ شده است. اين كتاب به سال 1387ش به نام نسيم هاي مهرباني توسط آقاي مهدي افتخار ترجمه فارسي و به چاپ رسيد.
 
 
 
7. روش خوشبختي و توصيه به خواهران ايماني. در اين كتاب سعي شده است معناي « سعادت و خوشبختي » و راه نيل به آن با زباني ساده و همراه با اندرزهاي نيكو به خواهران ايماني ابلاغ شود. همچنين علاوه بر شرح وظايف افراد خانواده نسبت به همديگر، اشاره به اصول دين نيز شده و اينكه خوشي و خوشبختي در اثر اخلاق نيك پديد       مي گردد و تمام نيكيها و بديها از درون خود شخص برمي خيزد و تمام نقطه هاي سياه كه در زندگاني ديده مي شود، از ضعف ايمان و فقدان تقوي پديد مي گردد ( مطبوع).
 
 
 
8. جامع الشتات. اين كتاب شامل مجموعة سؤالهايي است كه در زمينه هاي گوناگون از طرف علماء از بانو شده و جوابهايي كه بانو به اين سؤالها داده اند، و به زبان عربي است ( مطبوع).
 
 
9. تفسير مخزن العرفان. اين كتاب، تفسير جامعي از قرآن كريم است كه در پانزده جلد به چاپ رسيده است. هنگام نگارش اين اثر عظيم، خانم سيّده امين، پس از تفسير دو جزء اول، از بيم آنكه براي خاتمة كارش عمر وفا نكند، به تفسير جزء سي ام دست مي زند، چرا كه بنا به قول خودشان  سوره هاي آخر قرآن كمتر تفسير شده و ديگر اين كه غالباً مكي است و حال و هواي خاص خود را دارد، و به لطف خداوند آن را ادامه داده، تا سرانجام در اواخر عمر، اين مجموعه به پايان مي رسد.
 
 
 

روش ايشان در تفسير قرآن بر اين منوال است: ابتدا آيات را مي آورد و ترجمه و توضيح آن را بيان مي كند. سپس توضيح و چگونگي شأن نزول آيات را ذكر كرده، پس از آن به نقل اقوال مفسران و احاديث حضرات معصومين(ع) پرداخته و در پايان نظر و برداشت خود را عرضه مي كند.

در تفسير بيشتر از مرحوم ملاصدرا مطالبي نقل     مي  كند و گاهي نيز از ساير عرفا، از جمله مرحوم فيض استفاده نموده است و در چند جا هم از علامه طباطبائي نقل قول كرده است. كسي كه اين تفسير را بخواند، مي تواند احاطه علمي وي را نه فقط در فن تفسير، بلكه در علوم مختلف اسلامي تشخيص دهد.

از جمله ويژگي هاي تفسير بانو امين، خالي بودن از حشو و زوايد است و همچنين بيان روان و قابل فهم و لطيف و شيرين كه در آثار ديگر او نيز قابل مشاهده است.

به اين صورت، ارادة خداوند متعال بر اين قرار گرفت كه اين مجتهدة فرزانه، تنها بانوي مفسّر جهان اسلام باشد كه قرآن را از ابتدا تا انتها تفسير نموده است .

از آثار ارزنده استاد، « مكتب فاطميه» و « دبيرستان دخترانه امين» در سال 1344ش بود. از امتيازات اين دبيرستان اين بود كه علاوه بر اجراي برنامه هاي هفتگي، برنامه هاي ديني هم برگزار مي شد و حتي خود خانم امين هفته اي يك روز در آن دبيرستان برنامه تفسير قرآن داشتند.

امتياز ديگر اين دبيرستان اين بود كه بر خلاف دبيرستانهاي دولتي فقط از دبيران زن استفاده مي-شد.

در مكتب فاطمه علاوه بر ثبت نام دوشيزگان، از بانوان نيز نام نويسي مي شد و بر اين اساس، مكتب با برنامه ريزي فعاليت خود را با تدريس سه زبانشغ يعني ادبيات عرب، شامل صرف و نحو و قرآن و ديگر مقدمات عربي، ادبيات فارسي، شامل املاء و انشاء و قرائت و دستور زبان فارسي و زبان انگليسي شروع نمود.

سرانجام شمع تابناك وجود حاجيه خانم امين در شب دوشنبه اول رمضان سال 1403ق/ 23 خرداد 1362ش خاموش شد و پس از تشييع بسيار باشكوه، در تخت فولاد در تكيه خانوادگي به خاك سپرده شد.

اشعار چندي از شاعران اين سامان در تجليل از مقام و در سوگ خانم امين سروده شد كه مجال ذكر همه آنها نيست، ولي نمونه را به منظومه اي از سپيده كاشاني بسنده مي كنيم:

بانك رحيل، خاك وطن را فرا گرفت

اسلام شد به ماتم و رنگ عزا گرفت

ماهي كه نور معرفتش رشك مهر بود

دامن كشان به كنگره عرش جا گرفت

آيات را نماز بخوانيم، دوستان

زيرا خسوف هجر، رخ ماه را گرفت

رخشنده اخترش بشد از كهكشان علم

در عرش جا به بارگه انبيا گرفت

مي رفت و داغ لاله فراوان، به سينه داشت

زين خاكدان، كه مرتبه نينوا گرفت

گلچين ز شاخه چيد بسي گل در اين ديار

فقدان اين گل از چه چمن را فرا گرفت

فخر زنان، امينة ما، درس عاشقي

از مكتب امين خدا، مصطفي گرفت

آن مرجع فضيلت و تقوي به راه علم

بر راهوار عشق، مدد از خدا گرفت

بانوي بانوان جهان شد، شفيع او

گر در كنار كوثر ميعاد جا  گرفت

 

همچنين ماده تاريخ فوت بانو به سال قمري چنين است: « فادخل عبدي في جنتي »

 

 

نقل از دانشنانه تخت فولاد /جلد اول

خواننده گرامی : هرگونه اطلاعاتی اعم از عکس، سند، صوت و ...که از این شخصیت در اختیار دارید برای ما به نشانی takhtfoulad@isfahan.ir ارسال کنید تا برروی سایت قرار گیرد.
تلفن تماس : 6636610 - 0311
بالای صفحه
City
Temp
بیشینه دما
HightTemp
کمینه دما
LowTemp
طلوع آفتاب
SunRiseTime
غروب آفتاب
SunSetTime